فتح و پیروزی عاشورایی (4) آرامی و آرامش و قوت نفس مطمئنه

سپتامبر 10, 2022
258

فتح و پیروزی عاشورایی (4)
آرامی و آرامش و قوت نفس مطمئنه

1. دعای علقمه نشان و علامت و رمزی است از فلسفۀ نهضت عاشورا و اهداف آن.
2. دعا با بیان عظمت و بزرگی حضرت حق تعالی آغاز می‌شود و گویای این است که کربات و شدائد و مصائب و ابتلائات و ظلم‌های ظالمین و ستم‌های ستمگران مقابل بزرگی و عظمت حضرت حق تعالی چیزی نیست و با این بیان ضعف و وهن و سستی را از مؤمن دور می‌کند، چون صلابت و قوت ایمان از معرفت انسان ناشی می‌شود، از معرفت صفات حضرت حق تعالی و معرفت بزرگی حضرت حق تعالی و معرفت بزرگی و برتری صفات حضرت حق تعالی و از معرفت به این‌که او مثل و نظیر و شبیهی ندارد و هیچ‌کس توان فرار از او را ندارد.
3. آری، قوت ایمان از معرفت به حضرت حق ناشی می‌شود، از معرفت به این‌که او در جای و جایگاهی بلند و رفیع و بالا و والا است و به همۀ امور سیطره و توانایی دارد، او در افق مبین است و جرائم و ستم و ظلم طاغی‌ها و یاغی‌ها و مستبدان و مستکبران بر او پوشیده نیست.
4. و معرفت به این‌که حضرت حق تعالی بر همه چیز آگاه است و علم به چیزی را از دست نمی‌دهد و هر‌چه را که ظالمان و ستمگران بپراکنند، هر‌چند ذره‌ای باشد، او آن را جمع [و در محضر همگان در روز قیامت، حاضر] خواهد کرد.
و معرفت به این‌که حضرت حق تعالی بنده‌اش را در همۀ آسمان‌ها و زمین کفایت می‌کند.
این‌ها معارف سترگی است که مایۀ صبر و استقامت و ایستادگی برای مؤمن در راه راست است، هر‌چند بلایا و ابتلائات و ظلم ظالمان و ستم ستمگران بر او شدت یابد.
5. استقامت و ایستادگی در ایمان و صلابت و قوت آن برای مجاهدین در راه حق، کسانی که در راه حق و حقیقت قدم گذاشته‌اند و در راه راست و مستقیم می‌پویند، امری لازم و ضروری است، هم‌چنان‌که بصیرت نافذ داشتن نیز برای مجاهدِ در راه حق لازم و ضروری است تا در حرکت بر مدار حق و حقیقت سست نشود و در‌برابر اشرار و ظالمان تسلیم نشود و زیر بار سخن آنان نرود. آری، ممکن است مجاهدِ در راه حق و پویندۀ راه راست به دلیل شبهه و آمیختگی حق و باطل و پیچیدگی کار و به دلیل مکر و حیله و خدعۀ دشمنان از مجاهده و حرکت در راه راست سست شود و به راه ظالمان و اشرار برود. از‌این‌رو صلابت و قوت ایمان و داشتن بصیرت امری لازم و ضروری است و این دو ویژگی چیزهایی است که در وصف مولا و بزرگ ما، حضرت ابا‌الفضل العباس (علیه‌السلام)، آمده‌است: «صلب الإيمان نافذ البصيرة» (قوی‌ایمان و دارای بصیرتی که حجاب‌ها را می‌درد).
6. روشن است که مجاهدِ در راه حق در معرض آفات و شبهات و سایر مسائل رهزنی است که او را از مجاهده و جهاد باز می‌دارند و نشاط و شوق و اشتیاق به جهاد را در وجود او از بین می‌برند و او را در راه مجاهده سست می‌کنند. این آفات یا بر‌آمده از نیرو و توان و قوت ظاهری دشمنان است که موجب ضعف و سستی مجاهد می‌شود یا به علت طولانی شدن مدت مجاهده است یا به علت آمیختگی حق و باطل و سختی و دشواری تشخیص حق و حقیقت است. یعنی در فضای غبار‌آلود فکری مجاهدی که بصیرت نافذ ندارد سست و ضعیف می‌شود.
7. حضرت حق تعالی به قوت ایمان و بصیرت نافذ مجاهدین اشاره می‌کند و می‌فرماید: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» (چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند. آن‌ها هیچ‌گاه در برابر آن‌چه در راه خدا به آنان می‌رسید، سست و ناتوان نشدند و تن به تسلیم ندادند. و خداوند استقامت‌کنندگان را دوست دارد «سورۀ مبارکۀ آل‌عمران، آیۀ شریۀ 146»).
در روایتی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) سؤال می‌شود: «فقال قائل: يا رسول الله، وما الوَهْن؟ قال: حبُّ الدُّنيا، وكراهية الموت». یعنی ای رسول‌الله، مراد از «وهن» [در “فمَا وَهَنُوا”] چیست. حضرت پاسخ می‌دهد: وهن همان حب دنیا و کراهت داشتن از مرگ است. این روایت به این اشاره دارد که وهن موجب سستی و ضعف در عزم‌ها و تصمیم‌ها است و حب دنیا و مکروه داشتن مرگ موجب پشیمان شدن از مجاهده است.
آری، وقتی وهن و حب دنیا چنین است و موجب پشیمانی از مجاهده می‌شود، حال شخص در صورت فقیر بودن از جهت معنوی به علل فراوان یا فتور و سستی در عزم و ایمان به علل فراوان یا فقر مالی داشتن معلوم می‌شود. همۀ این‌ها مجاهد را از مجاهده باز می‌دارد.
8. پس می‌توان گفت دعای شریف علقمه که با دعای عاشورا نیز مرتبط است، برای مجاهدان در راه حق، راه‌هایی را نشان می‌دهد که بلایا و آفاتی را که موجب خستگی و سستی آن‌ها می‌شود دفع کنند.

9. در این دعا راه‌کارهای روحی و فکری و قلبی‌ای ارائه شده‌است تا مجاهدان را از سستی دور کند و انسان باید این راه‌کار‌ها و دستور‌العمل‌ها را به کار بگیرد، چون طبیعت انسان و طبیعت برخی قوای انسانی این است که در‌مقابل شدائد و سختی‌ها سست می‌شوند و از کار می‌افتند.
10. آری، انسان به‌حسب طبیعتش در‌مقابل شدائد و سختی‌ها سست می‌شود و گاهی این سستی و ضعف و ناتوانیِ شخص مؤمن به‌حدی می‌رسد که (العیاذ‌بالله) برای شخص انقلاب روحی رخ می‌دهد و از راه راست و مسیر هدایت به‌کلی خارج می‌شود و به مسیر باطل وارد می‌شود و آن‌قدر در مسیر باطل حرکت می‌کند، که باطل برای او عادی می‌شود و باطل را با آغوش باز می‌پذیرد، تو‌گویی باطل همان حق است. همۀ این‌ها به خاطر رسیدن به امنیت و راحتی و آسایش و آرامش موقتی است.
شخص به جایی می‌رسد که باطل را حق می‌بیند و کژی و نا‌راستی و انحراف را صواب و راه راست می‌انگارد و در‌نتیجه حق و حقیقت را باطل معرفی و آن را نفی می‌کند. اعتقادات چنین شخصی کاملا متبدل می‌شود و چشمش از دیدن حق و حقیقت کور می‌شود و حقیقت و واقعیت را نمی‌بیند. اینان این‌گونه‌اند در حالی که چنین انقلابی و چنین کوری‌ای، دل و جان پیروان حقیقت را به درد می‌آورد و آن‌ها را می‌رنجاند.
11. راز این تسویل و فریب‌کاری نفس و راحت‌طلبی انسان و از راه حق جدا شدن و به راه باطل رفتن او این است که انسان قوای متعدد و متنوعی و روح و نفس‌های مختلفی دارد. برخی از قوای انسانی قوا و به سمت راحت‌طلبی و آسایش موقتی مایل هستند و او را به سمت راحت‌طلبی می‌کِشند. هر‌چند این قوا از طبیعت انسانی برخاسته‌اند [و نمی‌توان و نباید این‌ها را از انسان جدا کرد]، آگاه نبودن انسان از این قوا موجب می‌شود که این قوا مطلق‌العنان باشند و مطلق‌العنانی این‌ها موجب انحراف انسان از مسیر حق و حقیقت می‌شود و مخلوق را در‌مقابل خالق و باری قرار می‌دهد، خالق و باری‌ای که این قوا را به انسان داده‌است تا او را امتحان کند.
12. در دعای علقمه راه‌کارهای مختلف و متعددی برای دوری از سستی و ضعف ایمان و برای دفع شر این قوا ارائه شده‌است که هر مؤمنی به‌حسب مرتبۀ ایمانی و درجۀ بندگی‌اش، از این راه‌کار‌های روحی و قلبی بهره‌مند می‌شود.
13. اما در‌مورد آرامش داشتن و خویشتن‌دار بودن و قوی‌دل بودن حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در واقعۀ عاشورا، از عبد‌الله‌بن عماره‌بن عبد‌یغوث روایت شده‌است که: «فوالله ما رأيت مكثورا قط قد قتل ولده وأهل بيته وجميع أصحابه حوله أربط جأشا ولا أمضى جنبا منه ، وأحاطت الكتائب به، فوالله لكان يشد عليهم، فينكشفون عنه انكشاف المعز إذا شد عليها الأسد». یعنی به خدا قسم، من غرقۀ در غم و درد و رنج و اندوه‌ای مثل حسین ندیدم که فرزندانش و اهل‌بیتش و همۀ اصحاب و آشنایانی در کنارش بوده‌اند کشته شوند و او هنوز هم قوی و ثابت‌قدم و آرام باشد. حسین قوی و آرام و ثابت‌قدم بود در حالی که همۀ فرزندان و آشنایانش کشته شده بودند و خودش در محاصرۀ لشکریان دشمن بود و با این حال بر آنان حمله می‌کرد و آن‌ها از او چنان می‌گریختند که بزها، وقتی شیر به آن‌ها حمله کند، می‌گریزند.
14. آری، حضرت امام حسین (علیه‌السلام) خویشتن‌دار و مالک آرمشش بود. او مالک غضبش بود و با تحریک دشمن غضب‌ناک نمی‌شد. او از این‌که از پس کار بر‌نیاید خوفی نداشت و زیادی دشمن او را نمی‌ترسانْد و ضعف و سستی و فتور به او روی نمی‌آورْد.
آری، امت پیامبر از راه حق باز ماندند و برای حضرت امام حسین (علیه‌السلام) یار و یاوری نمانْد و اتفاقات نا‌گوار بسیاری رخ داد، ولی هیچ‌کدام از این‌ها موجب وهن و سستی حضرت نشد.
15. آرامش داشتن و خویشتن‌دار بودن و قوی‌دل بودن از شئون مطمئن بودن نفس است. نفس مطمئنه آرامش دارد و خویشتن‌دار و قوی‌دل است و اطمینان داشتن نفس مقامی است برتر از صلابت و قوت ایمان و داشتن بصیرت.
16. از‌این‌رو حضرت امام حسین (علیه‌السلام) دارای مقام برین نفس مطمئنه است و حضرت حق تعالی به مقام ایشان اشاره کرده و فرموده‌است: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾» (ترجمه: ای جان آرام‌گرفته و اطمینان‌یافته، به سوی پروردگارت در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد. پس در میان بندگانم درآی و در بهشتم وارد شو «سورۀ مبارکۀ فجر، آیات شریفۀ 27 تا 30»).

اقسام : بيانية ها