استفتاءات
بحث اسماء و صفات از پیچیدهترین مباحث معرفت الهی است. چارچوبها و قالبهای آن در هر مکتب معرفتی، اعم از متکلمان، فلاسفه، عارفان و صوفیان، بهگونهای خاص ریخته و پرداخته شده است؛ و هر کدام دارای مدارس و مشربهایی با اصطلاحات ویژه و زاییده توان فکری بشر هستند. در این عرصه، مباحثی همچون مشتق، اشتقاق اسم و حقیقت صفات، محل نقد و ابرام فراوان بوده است.
هر گروهی بر دیگری اشکالات و مؤاخذاتی وارد کرده است؛ از جمله نسبت تشبیه به صفات مخلوقات، آمیختگی با نقص و تحدید، یا گرفتار شدن به تعطیل و دیگر محاذیر.
همه اینها گواه آن است که بشر در تعیین چارچوبها، تعریفها و قالبهای معرفت الهی، نیازمند وحی است.
اگر انسان در قوانین مربوط به اعمال بدنی و زندگی اجتماعی و مدنی ناچار از رجوع به وحی است، پس در شناخت حقایق عوالم و آفاقِ موجود و واقعیتهای نامتناهی، چگونه بینیاز خواهد بود؟!
همین معنا را خدای متعال در این آیه شریفه بیان میفرماید:
«سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» (صافات، ۱۵۹-۱۶۰)
خداوند خود را از توصیف بشر و مخلوقات منزّه دانسته است، مگر بندگان برگزیده که توصیف را از وحی دریافت میکنند.
پس نظام اسماء و صفات، دریایی مواج در عرصه معرفت است، و لازم است قالب و چارچوب وحیانی، همچون کشتی معرفت، میزان و معیار سنجش باشد تا انسان را از افراط، تفریط و لغزشها حفظ کند.
این همان معنای توقیفی بودن و توقیتی بودن صفات و اسماء الهی و صفات اصطفایی است.
