استفتاءات
۱. ما در قبل و در جاهای دیگر اشاره کردهایم که مرحوم صاحبجواهر (قدسسره) در کتاب شریف جواهرالکلام، در بحث سلام نماز، معتقد شدهاست هرچه بهعنوان مندوب و مستحب در تشهد ذکر میشود درواقع واجب تخییری است، یعنی مراد از «مندوب» در تشهد «وجوب تخییری» است و از باب اقل واجب یا اکثر مستحب نیست. صاحبجواهر (قدسسره) در بحث تشهد نماز، به استحباب شهادت سوم (شهادت به ولایت حضرت علی)، مانند جزئی مستحب، معتقد شدهاست و درنتیجه آنچه در بحث سلام نماز گفتهاست عدول از جزء مستحبی به واجب تخییری است.
۲. حضرت علامه سید محمدمهدی بحرالعلوم (قدسسره) در منظومۀ فقهیهاش سخنی دارد که مفیدِ وجوبِ تعیینیِ رکنیِ اعتقادیِ فقهی است که صاحبجواهر (قدسسره) نیز به سخن بحرالعلوم استشهاد کردهاست.
سید محمدمهدی بحرالعلوم (قدسسره) در منظومۀ فقهیهاش گفتهاست:
صل إذا ما اسم محمد بدا
عليه والآل فصل لتحمدا
وأكمل الشهادتين بالتي
قد أكمل الدين بها في الملة
وأنها مثل الصلاة خارجة
عن الخصوص بالعموم والجة
ترجمه:
هنگامی که اسم حضرت محمد میآید بر او و آل او درود و صلوات بفرست تا سپاسگزاری را به جا آورده باشی.
آری، کاملترین شهادت شهادتی است که دین و ملت با آن کامل شود.
درود و صلوات بر محمد و آل محمد [که ملازم با شهادت سوم است] مانند نماز است، یعنی براساس ادلهی خاص، خارج از حقیقت تشهد و براساس ادلهی عام (عمومات) داخل در حقیقت و طبیعت تشهد است.
شرح سخن مرحوم بحرالعلوم (قدسسره) در چند نکته ارائه میشود:
الف. مرحوم بحرالعلوم، مانند جناب کاشفالغطا، از ادلۀ عام جزئیت شهادت سوم (شهادت بر ولایت حضرت علی) را استفاده کردهاند، یعنی دو بزرگوار، براساس دلایل، شهادت سوم را جزء تشهد میدانند.
ب. مرحوم بحرالعلوم (قدسسره) شهادت سوم را جزء تشهد نماز میداند و بر آن برهان اقامه کردهاست و معتقد است جزء تشهد بودنِ شهادت سوم به ضرورت دین و آیین اسلامی است.
ج. فتوای مرحوم بحرالعلوم (قدسسره) این است که تشهد بدون شهادت سوم ناقص است.
د. صاحبجواهر (قدسسره) شعر علامه بحرالعلوم (قدسسره) را نقل و برای مبنای مختار خودش، در مبحث اذان و اقامه، به آن استشهاد کردهاست. مبنای صاحبجواهر (قدسسره) این است که براساس دلایل عام (عمومات)، شهادت سوم جزء شهادتهاست.
هـ. سید محمدمهدی بحرالعلوم تصریح کردهاست که بهمقتضای ادلۀ خاص، شهادت سوم خارج از اذان و اقامه است و جزء اذان و اقامه نیست، همانطوری که درود و صلوات بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و اهلبیت ایشان (علیهمالسلام) خارج از اذان و اقامه است.
و. هرچند از نظر بحرالعلوم، براساس ادلۀ خاص، شهادت سوم جزء اذان و اقامه نیست و خارج از آن دو است، براساس ادلۀ عام جزء تشهد اذان و داخل در تشهد اذان است، یعنی شهادت سوم، براساس ادلۀ عام، جزء تشهد اذاناند.
ز. همانطوری که صلوات بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و اهلبیت ایشان (علیهمالسلام)، براساس ادلۀ خاص، داخل در ماهیت و طبیعت تشهد نیست و خارج از تشهد است، ولی براساس ادلۀ عام، داخل در تشهد و جزء تشهد است و این مطابق چیزی است که موردقبول همۀ مذاهب اسلامی است. همۀ مذاهب اسلامی معتقدند صلوات بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و آل ایشان (علیهمالسلام) داخل در تشهد و جزء تشهد است. هیچ مذهبی شهادتین را، بدون صلوات بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و آل ایشان، کافی نمیداند.
ح. علامه بحرالعلوم (قدسسره) دلیل و استدلالی دیگر، سابق بر همۀ استدلالها، سامان دادهاست و آن این است که دین و آیین اسلامی با شهادت سوم کامل میشود و براساس این، در دین و آیین، نمیتوان به شهادتین، بدون شهادت سوم، اکتفا کرد و این سخن به واجب بودن و روشن و بدیهی بودنِ ثبوتِ وجوب از نظر علمای مذهب حقه اشاره دارد، یعنی این سخن به این مشیر به این است که همۀ علمایِ مذهبِ حقۀ اثنیعشری شهادت سوم را واجب و ضروری میدانند. نهتنها علما و بزرگانِ مذهبِ حقه شهادت سوم را واجب و ضروری میدانند، بلکه همۀ اتباع و پیروان این مذهب نیز شهادت سوم را واجب و ضروری میدانند و معتقدند تشهد، بدون شهادت سوم، کافی نیست، زیرا شهادت دادن کامل نمیشود مگر با شهادت سوم.ط. آنچه علامه بحرالعلوم (قدسسره) گفتهاست برهانی بزرگ و قوی است بر اینکه در دین و ملت و آیین اسلامی، شهادت سوم داخل در حقیقت تشهد و واجب تعیینی است و این مطلب ضروری مذهب است.
ی. مرحوم بحرالعلوم (قدسسره) شهادت سوم را داخل در حقیقت تشهد میداند و تعبیر او به «اِکمال تشهد» به این برداشت گواهی میدهد. ایشان (قدسسره) شهادت سوم را موجب اِکمال شهادتین میداند و «اکمال شهادتین» مطابق «اکمال دین» است که آن هم با شهادت سوم محقق میشود. پس مقتضای سخن ایشان (قدسسره) این است که تشهد بدون شهادت سوم ناقص است.
ک. مقتضای سخن ایشان (قدسسره) این است که ۱. دین و ملت با شهادت سوم کامل میشود و ۲. دلیل این سخن ضرورتی است که از ادله بهدست میآید و ناظر به ماهیت و طبیعت تشهد و حقیقت شرعیه داشتن آن است، حقیقت شرعیهای که در همۀ مواطن عبادی و اعتقادی و شعائر مذهبی واحد (یک حقیقت) است.
ل. شهادت سوم رکن دین است و دین با آن کامل میشود و لازمۀ چنین اقراری این است که ذات تشهد شهادتهای سهگانه باشد. به سخن دیگر، لازمۀ آنچه گذشت این است که تشهد با صرف شهادتین محقق نشود و حقیقت و طبیعت تشهد صرف شهادتین نباشد، زیرا از سوی دیگر، کمال دین و قوام حقیقت آن با شهادت سوم است و این دو سخن با هم سازگار نیستند، یعنی یا باید بگوییم تشهد با صرف شهادتین محقق میشود و حقیقت و طبیعت تشهد صرف شهادتین است یا باید بگوییم کمال دین و قوام حقیقت آن با شهادت سوم است و اعتقاد به هر دو گزاره ممکن نیست، زیرا آن دو با هم ناسازگار و متناقضاند در حالی که گزارۀ «کمال دین و قوام حقیقت آن با شهادت سوم است و دین و آیین بدون ولایت و بدون شهادت به ولایت ناقص است» روشن و موردقبول همۀ پیروان دین و مذهب حق است.
