استفتاءات
1. قواعد عام و اولیه، چه در عنوان «تشهد» و چه در باب نماز، اقتضای مشروعیت شهادت سوم را دارند؛ بلکه برخی از این قواعد اقتضای وجوب آن را میرسانند. حتی جمعی از بزرگان امامیه، چه متقدمان و چه متأخران، به حدّ ضرورت در این مسئله قائل شدهاند.
2. همانند ادلهای که در باب نماز بیان شده و دلالت دارد بر رجحان هر ذکری برای خداوند متعال در نماز و هرگونه مناجات با پروردگار.
3. ما در کتاب «الشهادة الثالثة» جلد ۳ توضیح دادهایم که تشهد به شهادت سوم، همانند تشهد به شهادت دوم، خطابش متوجه خداوند متعال است؛ و این مطلب را در استفتایی که اخیراً مطرح شده نیز بیان کردهایم.
4. هرچند میتوان در تشهد به سه شهادت، خطاب را متوجه پیامبر اکرم ﷺ یا امیرالمؤمنین علیهالسلام و ائمه علیهمالسلام نیز دانست.
5. نظیر آنچه در زیارت پیامبر اکرم ﷺ وارد شده که تصریح دارد خطاب در هر سه شهادت متوجه خداوند است؛ چنانکه در روایتی که الشيخ المفيد در کتاب «المزار»، ابن طاووس در «المصباح» و الشهيد الأول در «المزار» نقل کردهاند، آمده است:
«… همانا من در مرگم بر همان چیزی گواهی میدهم که در زندگانیام گواهی میدادم: اینکه تویی خداوند، معبودی جز تو نیست، یگانهای و شریکی نداری؛ و اینکه محمد بنده و رسول توست؛ و اینکه امامان از اهلبیت او اولیای تو، یاران تو، حجتهای تو بر خلقت، جانشینان تو در میان بندگان، نشانههای تو در شهرها، خزانهداران علم تو، نگاهبانان سرّ تو و ترجمانهای وحی تو هستند…».
6. معیار در جهتدهی خطاب در تشهد، قصد گویندهای است که لفظ «أشهد» را در هر سه شهادت بر زبان میآورد.
7. بنابراین، دیگر مجالی برای این احتمال باقی نمیماند که شهادت سوم از «کلام آدمی» باشد که خطاب آن متوجه غیر خداوند است.
8. افزون بر این، حتی اگر خطاب در شهادت دوم متوجه پیامبر اکرم ﷺ و در شهادت سوم متوجه امیرالمؤمنین و ائمه علیهمالسلام باشد، باز هم از سنخ کلام عادی بشری نیست؛ بلکه از ضروریات حقیقت شرعیِ هویت عقیدهای است که منظومه آیات قرآن در اصول سهگانه ترسیم کرده است. حقیقت و ماهیت تشهد چیزی جز اقرار به عقیده حقّه نیست.
بهویژه با توجه به آیه «اکمال» در القرآن الكريم که بیان میکند دین با ضمیمه شدن امر ولایت کامل شد و رضایت پروردگار به اسلام مشروط به آن گردید؛ و نیز آیه ابلاغ (آیه غدیر) در سوره مائده که نشان میدهد اصل رسالت نیز به این امر گره خورده است.
