استفتاءات
1. روشن است مردم با حضرت علی (علیهالسلام) بیعت کردند و بیعت آنها قراردادی اجتماعی بود، [نه بیشاز آن]. البته بیعت با حضرت امیر مؤمنان، علی (علیهالسلام)، تنها بیعت اجتماعیای بود که بیهیچاجباری و اکراهی محقق شد.
2. برای همین، مردم گمان میکردند میتوانند با حضرت امیر مؤمنان، علی (علیهالسلام)، مخالفت کنند، چنانکه در قصۀ نماز تراویح و در داستان حکمیت در جنگ صفین و در جهاد برای جنگ جمل و نهروان و در دیگر قضایا با ایشان مخالفت کردند و سخن ایشان را نپذیرفتند. مردم در طول حکومت حضرت و در قضایای مختلف چهل بار با ایشان مخالفت کردند و سخن ایشان را نپذیرفتند.
3. [مردم با حضرت علی بهعنوان امام منصوب از طرف خداوند بیعت نکردند]، بلکه بیعت آنها بیعت و قراردادی اجتماعی بود و برای همین، حضرت (علیهالسلام) به پذیرفتن حکومت و تصدی امور تمایل نداشت، زیرا ایشان امام منصوب و تأییدشده از سوی خداوند بود و با چنین بیعتی نمیشد مانند امام منصوب و معصوم رفتار کند، یعنی با چنین بیعتی تواناییهای امام معصوم و منصوب را بهدست نمیآورد. به خاطر همین نکته، ایشان در زمان عمر و روز شورا نیز خلافت را نپذیرفت، خلافتی را که براساس بیعت شورا بود و در آن «تبعیت از سنن شیخین» را شرط کرده بودند.
4. برای همین، در لسان و اصطلاح اهلبیت (علیهمالسلام)، حکومت و خلافت در دولت الهی به حکومت و دولت حضرت مهدی (عجاللهفرجهالشریف) اطلاق شدهاست. حکومت و دولت حضرت مهدی (عجاللهفرجهالشریف) دولت و حکومتی است که همۀ مردم، اعماز خواص و عوام، امر خداوند را خواهند پذیرفت و امام و حاکم منصوب و معصوم و تأییدشده از سوی خداوند را امام خواهند دانست. این دولت و حکومت دولت و حکومت اهلبیت (علیهمالسلام) است و همواره باقی خواهد بود و زوالی نخواهد داشت. این حکومت با سقیفه و دولت اموی و عباسی و عثمانی، با هیچ مکر و حیلهای، زایل نمیشود.
5. دولت و حکومت اهلبیت (علیهمالسلام) دولت و حکومتی است که رسولالله به آن دستور داد، ولی مردم این دستور ایشان را استجابت نکردند. این نکته از آیاتی که دربارۀ غدیر و تعیین امام برای جامعه و جانشین برای پیامبر است روشن میشود: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ؛ اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شدهاست به مردم ابلاغ کن که اگر به آنها ابلاغ نكنى رسالت او را ادا نكردهاى. خدا تو را از مردم حفظ مىكند، خدا مردم كافر را هدايت نمىكند» (سورۀ مبارکۀ مائده، آیۀ شریفۀ 67). بهراستی پیامبر [از چه خوف داشت و] چرا و به چه علت به عاصم و حفظی از سوی خداوند نیاز داشت؟ این نبود مگر به سبب تمرد و سرپیچی حتمی مردم از دستوری که پیامبر در اواخر عمر شریفشان، به ابلاغ و بازگو کردن آن مأمور شده بود. البته چنین تمردها و سرپیچیهایی در قبل اتفاق افتاده بود، مانند ماجرای مصیبتبار و تلخ روز پنجشنبه (داستان قلم و دوات).
6. با همین تمرد و سرپیچی، بعداز پیامبر، ماجرای سقیفه را پیش کشیدند. آری، مسلمانان در قبل نیز، دفعههای مختلف و متعدد، با پیامبر مخالفت کرده بودند، مانند مخالفت آنها در صلح حدیبیه و در تقسیم غنائم حنین و در ماجرای مصیبتبار و تلخ روز پنجشنبه که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: «اِئْتُونِي بِدَوَاةٍ وَ صَحِيفَةٍ، أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لاَ تَضِلُّونَ بَعْدِي؛ برای من کاغذ و دواتی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که بعداز من هیچگاه گمراه نشوید.»
7. از آنچه گذشت، روشن میشود آمادگی برای دولت حضرت مهدی (عجاللهفرجهالشریف) بسیار سخت و دشوار است و جز با کمک و یاری و دستگیری حضرت حق تعالی میسر نمیشود.
