استفتاءات
1. دلایل متعددی اقامه شدهاست که عقل انسان قاصر است و، بهتنهایی، توان درک مصالح و مفاسد همۀ افعال را ندارد و در این زمینه، نیازمند هدایت الهی و دین است.
2. قصور عقل انسانی امری روشن و در همۀ رشتهها و علوم است و به همین دلیل، هر انسانی در هر زمینهای به متخصص آن فن مراجعه میکند. ممکن است کسی در زمینهای، مثلاً پزشکی، متخصص باشد، ولی همین شخص متخصصِ در پزشکی در سایر زمینهها و در سایر فنون به متخصص آن فن مراجعه میکند.
3. بنابراین کسی نمیتوان ادعا کند چون من در زمینهای خاص و فنی ویژه متخصص هستم، در سایر زمینهها و در سایر فنون نیز به متخصص مراجعه نمیکنم. چنین ادعایی معقول نیست.
4. نامعقولی چنین ادعایی به این سبب است که انسان، بهتنهایی، مصالح و منافع و مفاسد و مضرات همۀ افعال را نمیتواند بداند و بفهمد و از این روی، ناگزیر است به متخصص در آن زمینه رجوع کند.
5. انسان نهتنها به همۀ علوم و همۀ تخصصها احاطه ندارد، بلکه گاهی یک علم، مثل پزشکی، به زیررشتهها و تخصصهای بسیاری تقسیم میشود بهطوریکه مثلاً برای یک عمل نیاز به کادر پزشکی با تخصصهای مختلف نیاز میشود. علاوهبر عمل کردن، گاهی برای تشخیص بیماریای خاص نیز به تخصصهای مختلف پزشکی نیاز است.
6. پیشرفت دانشهای بشری، که تعدادش به شمارش نمیآید، در هیچ حدی و در هیچ مرتبهای پایان نمیپذیرد و متوقف نمیشود، چون نهتنها مجهولات بشر در هر زمینهای و در هر موضوعی بیش از معلوماتش است، بلکه مجهولات بشری بینهایت و پایانناپذیر است و، چون مجهولات بشری در هر زمینهای، بلکه در هر مسئلهای، بلکه در هر موضوعی بیپایان است، پیشرفتهای علمی نیز همیشگی خواهد بود.
7. اگر وضعواوضاع انسان درمورد علم و مسائل علمی این است، چگونه میتواند به خود اجازه دهد در شئون و مسائل مختلف دین و احکام دینی و موضوعات احکام دینی اظهارنظر کند در حالی که در این زمینهها تخصص ندارد؟! اگر انسان اهل فهم باشد، میفهمد که باید آنچه را یافتهاست بگوید و آنچه را نمیداند نفی نکند.
8. ازاینرو انسان باید سخنان پروردگار آسمانها و زمین را گوش دهد و احکامش را رعایت کند و خود را در مسیر هدایت او قرار دهد.
9. ضرورت توجه به سخنان و رهنمودهای خداوند با توجه به مطلبی روشنتر میشود و آن مطلب پایانناپذیر بودن پیشرفت علم است. انسان امروزی یقین دارد که اگر علم تا ابد پیشرفت کند، باز هم دایرۀ مجهولات بشری ضیقتر نمیشود و مسیر پیشرفت به انتها نمیرسد، چون مجهولات بشری، و درنتیجه پیشرفتهای علمی بشر، نامحدود است.
10. این سخن بیپایانی جهل انسان را مینمایاند و با چنین وضعیتی، انسان چقدر باید جهالت بورزد تا موضوعات و احکامی را که نمیداند نفی کند و با این نفی و عناد، هدایت دینی را از دست دهد!
11. حکمت و فلسفۀ حجاب در نماز از مجهولات بشری است و انسان نمیتواند به چرایی آن برسد و در این باره به جزم و یقین دست یابد. ازاینرو نمیتوان [با عقل و دریافتهای عقلی] به لازم و واجب نبودن حجاب در نماز یقین پیدا کرد.
