استفتاءات
۱. فقهی بودن مسئله مستلزم «از فروع دین بودن» آن نیست. ممکن است مسئلهای فقهی باشد و در عین حال از فروع دین نباشد. برخی از اندیشمندانی که در این باره بحث کرده و نظر دادهاند در این مورد خلط کرده و به خطا رفتهاند.
۲. چنانچه گذشت، برخی از اندیشمندانی در این مورد خلط کرده و به خطا رفتهاند و گمان کردهاند چون نماز و امر به معروف و نهی از منکر و حرام بودن ربا و… از مسائل فقهی هستند، پس از فروع دیناند در حالی که چنین نیست.
۳. آنها گمان میکنند نماز و… از فروع دین هستند در حالی که وجوب نماز امری اعتقادی و از اصول دین است و امری فرعی در دین نیست.
۴. به همین دلیل، علما و اندیشمندان در فن اصول گفتهاند امتثالِ معرفتِ این وجوب با موافقت التزامیه است، نه موافقت عملیه.
۵. وجوب نماز از اصول دین است و آنچه از فروع دین است به جا آوردن نماز (نماز خواندن) است. مثالهای دیگر، مانند امر به معروف و نهی از منکر و حرام بودن ربا و…، نیز همین حکم را دارند.
۶. از آنچه گذشت خطای بسیاری از کسانی که در این باره بحث کرده و نظر دادهاند روشن میشود. آنها گمان کردهاند ارکان فروع نیز از فروعاند در حالی که چنین نیست و ارکان فروع از فروع نیستند، بلکه از اصولاند. رکن مقومِ فرع و عمدۀ آن است و فرع بر آن تکیه میکند. آری، انجام دادن و به جا آوردن آن از فروع دین است. برای مثال، هنگام دخول وقت، نماز خواندن از فروع دین است.
۷. شکی نیست که تقیه در برخی آیههای قرآن مطرح شدهاست. برخی از فقهای شیعه و سنی با استفاده و بهرهگیری از تعالیم و آموزههای اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) [برای اثبات تقیه] به این آیات استناد کردهاند.
۸. تشریع تقیه در آیات مختلف قرآن مطرح شدهاست. آیات قرآن با دلالتی روشن و بیِّن بر تشریع تقیه دلالت دارند. پس معرفت تشریع تقیه از ضروریات دین محسوب میشود و منکر آن منکر ضرورت قرآنی است، ضرورتی که همۀ مسلمانها، شیعه و سنی، آن را قبول دارند.
۹. آیات قرآنی علاوه بر اینکه بر تشریع آن در دین خاتمالانبیا دلالت دارد، بر تشریع آن در ادیان گذشته و در نزد انبیای گذشته نیز دلالت دارد، یعنی تشریع تقیه مختص به دین اسلام نیست و در ادیان دیگر نیز تشریع شده بود و ازاینرو از مسائل اختلافی در بین ادیان آسمانی نیست، بلکه از مسائلی است که در همۀ ادیان تشریع شدهاست و همۀ انبیا و رسل الهی آن را حکم آن را ابلاغ کردهاند.
۱۰. از آنچه گذشت، روشن میشود معرفت حکم تقیه و معرفت تشریع آن از اصول دین است، نه از فروعِ عملی و ظنیِ اجتهادی. البته باید بین تشریع و معرفت به تشریعِ تقیه با تقیه کردن و انجام دادن تقیه تفاوت قائل شد. معرفت حکم تقیه و معرفت تشریع آن از اصول دین است، ولی انجام دادن آن (تقیه کردن) از فروع دین است. تفصیل احکام عمل به تقیه با اجتهادهای ظنی بهدست میآید.
۱۱. پس لازم و ضروری است که بین رکنالفرع و معرفت تشریع فرع با انجام دادن و ادای آن تفاوت گذاشت.
۱۳. پس هنگامی که ولایت را به نماز تشبیه میشود، از این حیث است که معرفت حکم نماز از اصول دین و امری اعتقادی و ضروری است، نه از این حیث که انجام دادن و به جا آوردن نماز از فروع دین است. نماز خواندن و نیز تفصیل احکام نماز خواندن از فروع عملی و ظنی و اجتهادی است.
۱۳. مجتهد در فروعِ عملیِ ظنیِ اجتهادی اجتهاد میکند و گاهی به حکم صحیح دست مییابد و گاهی خطا میکند و به حکمی نادرست میرسد. روشن است که بین این فروعِ عملیِ ظنیِ اجتهادی با اصول دین که قطعی و یقینی هستند تفاوت فاحش و فرقی بزرگ وجود دارد. پس حکم وجوب نماز از فروعِ ظنیِ اجتهادی نیست. بدون شک، حکم نماز وجوب است و در آن احتمال خطا وجود ندارد و ازاینرو حکم وجوب نماز از اصول اعتقادی است.
