استفتاءات
1. اصل حدیث کسا بین فریقین، شیعه و سنی، تواتر معنوی دارد.
2. حدیث کسا در بین فریقین، شیعه و سنی، با طرق مختلف نقل شدهاست، چون رسول اکرم، حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، مجلس کسا را در مواقع متعدد و اماکن مختلف انجام دادهاست.
حدیث کسا در بین فریقین، شیعه و سنی، با طرق مختلف نقل شدهاست، چون رسول اکرم، حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، مجلس کسا را در مواقع متعدد و اماکن مختلف، مثل روز مباهله و هنگام جنگ خیبر و در خانۀ امسلمه و درخانۀ حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) و در جاهای دیگر، انجام دادهاست. حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) این کار را آنقدر تکرار کردهاست که در بین مسلمانان معروف و مشهور شده و عنوان «کسا» در بین آنان از حقایق شرعی شده بود. یعنی رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) این کار را آنقدر تکرار کرده بود که مسلمانان از لفظ «کسا» قضیۀ کسا را میفهمیدند.
3. مفاد حدیث کسا، با همۀ طرقی که نقل شدهاست، مطابق روایات مستفیض است، روایات مستفیضی که همسو و مطابق با اصول مذهباند و این تطابق و همسویی با روایات مستفیض و اصول مذهب حدیث کسا را تأیید میکنند.
چنین تأیید و انجبار و تصحیحی نسبتبه مضامین روایات و متون احادیث روشی روشن و منهجی مشهور و معروف است. روش رایج و منهج دارج این است که تطابق مضمون روایتی با مضمون روایات صحیح موجب تأیید و انجبار آن روایت میشود.
آنچه دربارۀ تأییدپذیری و انجبار گذشت، براساس مبنای مشهور و پذیرفتهشدۀ امروزی است، ولی باید دانست قدما به مبنایی قایل بودند، که میتوان گفت بین آنها مبنایی معروف و مشهور نیز بودهاست، و آن مبنا این بود که تطابق روایت با اصول و قواعد قطعی دینی موجب تصحیح و انجبار روایت میشود.
4. سید مرتضی (قدسسره) در پاسخ به سؤالات ابنتبان، در رسالۀ «أجوبة مسائل التبّانیات فی أخبار الاحاد»، که در کتاب رسائل المرتضی چاپ شدهاست، دربارۀ خبر واحد، میگوید: «إن أكثر الأخبار المروية في كتبنا معلومة مقطوع على صحتها إما بالتواتر من طريق الإشاعة والإذاعة أو بأمارة وعلامة دلت على صحتها وصدق رواتها ، فهي موجبة للعلم مقتضية للقطع وإن وجدناها مودعة في الكتب بسند مخصوص معين من طريق الآحاد». یعنی صحت بیشتر اخبار و احادیث روایتشده در کتب روایی شناختهشده مقطوع و قطعی است، چون این روایات یا شیوع دارند و ازاینرو متواتر هستند یا با اماره و علامت و نشانهای همراه هستند که بر صدق و صحت روایت گواهی میدهند. پس این اخبار و روایات، هرچند در کتب روایی، سند مخصوص و معین دارند و خبر واحد محسوب میشوند، از راه تواتر یا همراهی با قرائن و امارههایی که بر صحت آن گواهی میدهند، قطعی و یقینی هستند.
5. راه و روشی که برای تصحیح و انجبار روایات گذشت موردپذیرش بسیاری از بزرگان قرار گرفتهاست. یکی از اَعلام و بزرگانی که این روش را پذیرفته و به کار گرفتهاست آیتالله میرزا جواد تبریزی (قدسسره) است. ایشان در کتاب صراط النجات و در پاسخ به سؤالی دربارۀ قابلاعتماد بودن زیارت جامعه، فرمودهاست:
«بسمه تعالى
زيارة الجامعة زيارة معروفة مشهورة عند الشيعة وكثير من مضامينها وارد في روايات صحيحة فينبغي للمؤمنين المواظبة على قراءتها عند زيارة أحد من المعصومين عليهم السلام ولا يلتفت للتشكيك بها.»
ایشان در این پاسخ میفرماید زیارت جامعه در نزد شیعه زیارتی معروف و مشهور است و مضامین واردشده در این زیارت در بسیاری از روایات دیگر که صحیحاند وارد شدهاست. پس نباید مؤمنان در صحت این زیارت شک و شبهه داشته باشند و شایسته است که هنگام زیارت هریک از معصومین (علیهمالسلام) بر قرائت این زیارت مواظبت کنند.
6. چنانکه گذشت حدیث کسا را بسیاری از روایات صحیح تأیید میکند. اینک به برخی از روایات و طرقی که مضمون حدیث کسا را تأیید میکنند اشاره میکنیم.
7. آیۀ 87 سورۀ بقره آمدهاست: «وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ۖ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ» یعنی و ما به موسی کتاب تورات عطا کردیم و از پی او پیغمبران فرستادیم و عیسی پسر مریم را به معجزات و ادلۀ روشن، حجتها دادیم و او را به واسطۀ روحالقدس توانایی بخشیدیم. آیا هر پیغمبری که از جانب خدا اوامری بر خلاف هوای نفس شما آرد گردنفرازی و سرپیچی نموده و (از راه حسد) گروهی را تکذیب میکنید و جمعی را به قتل میرسانید؟
در تفسیر منسوب به حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) در ذیل آیۀ یادشده وارد شدهاست: «و أما تأييد الله عز و جل لعيسى ع بروح القدس، فإن جبرئيل هو الذي لما حضر رسول الله ص و هو قد اشتمل بعباءته القطوانية على نفسه- و على علي و فاطمة و الحسين و الحسن ع و قال: “اللهم هؤلاء أهلي، أنا حرب لمن حاربهم، و سلم لمن سالمهم، محب لمن أحبهم، و مبغض لمن أبغضهم، فكن لمن حاربهم حربا، و لمن سالمهم سلما، و لمن أحبهم محبا، و لمن أبغضهم مبغضا”.
فقال الله عز و جل: “قد أجبتك إلى ذلك يا محمد”.
فرفعت أم سلمة جانب العباءة لتدخل، فجذبه رسول الله ص و قال: لست هناك و إن كنت في خير و إلى خير.
و جاء جبرئيل ع متدبرا و قال: يا رسول الله اجعلني منكم! قال: أنت منا.
قال: أ فأرفع العباءة و أدخل معكم قال بلى. فدخل في العباءة، ثم خرج و صعد إلى السماء إلى الملكوت الأعلى، و قد تضاعف حسنه و بهاؤه.
و قالت الملائكة: قد رجعت بجمال خلاف ما ذهبت به من عندنا! قال: و كيف لا أكون كذلك و قد شرفت- بأن جعلت من آل محمد ص و أهل بيته! قالت الأملاك في ملكوت السماوات- و الحجب و الكرسي و العرش: حق لك هذا الشرف أن تكون كما قلت.
یعنی اما دربارۀ تأیید و تسدید حضرت عیسی (علیهالسلام) به وسیلۀ روحالقدس باید گفت که جناب جبرئیل فرشتهای است که هنگام واقعۀ کسا نازل شد و اجازه خواست تا از اهل عبا و کسا باشد. رسول اکرم، محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، عبای قطوانیاش را روی سر خود و روی سر حضرت علی و حضرت فاطمۀ زهرا و حضرت حسن و حضرت حسین (علیهمالسلام) کشید و به درگاه حضرت حق عرضه داشت که «خداوندا، اینان اهل و خانوادۀ من هستند و من با هر کسی که با آنها در حال صلح و آشتی باشد، در صلح هستم و با هر کسی که با آنها در جنگ و ناسازگاری باشد، در جنگ هستم و هر کسی را که آنها را دوست داشته باشد، دوست دارم و هر کسی را که با آنها دشمنی کند، دشمن خود میدانم».
خداوند متعال سخن پیامبر را اجابت کرد و فرمود: ای محمد، آنچه را که گفتی اجابت کردم و پذیرفتم.
در این میان امسلمه گوشهای از عبا را بالا آورد تا او نیز داخل شود و در زیر عبا قرار گیرد، ولی رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) عبا را از دست امسلمه کشید و فرمود ای امسلمه، تو در خیر هستی و به خیر هم رهسپاری، اما از اهل عبا نیستی.
در این هنگام جناب جبرئیل نازل شد و به رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) عرض کرد ای فرستادۀ خدا، مرا هم از اهل عبا قرار بده و رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود تو از ما و از اهل عبا هستی. جبرئیل عرض کرد: پس میتوانم گوشۀ عبا را بالا بیاورم و داخل شوم؟ حضرت (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود بله، چنین کن و جبرئیل چنین کرد و بر آنها داخل و از اهل عبا شد.
سپس جبرئیل از زیر عبا خارج شد و به آسمان، تا ملکوت اعلی، رفت در حالی که جمال و زیبایی و حسن و بهای او افزون شده بود. ملائکه با دیدن حسن و بها و زیبایی افزونشدۀ جبرئیل گفتند وقتی از نزد ما به سوی زمین رفتی اینقدر حسن و بها و زیبایی و درخشندگی نداشتی. اینک برگشتهای در حالی که حسن و بهای افزونی داری. جبرئیل سخن ملائکه را تأیید کرد و گفت آری، چگونه چنین نباشد و چگونه حسن و زیباییام روزافزون نباشد در حالی که توانستهام این شرافت را به دست آورم که از اهلبیت محمد و آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) باشم. آنگاه هر چیزی که در ملکوت آسمانها بود، حجابها و کرسی و عرش، گواهی دادند که آری، کسی که این شرافت را به دست آورده است و از اهلبیت محمد و آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) شدهاست باید چنین باشد.
8. حضرت حق تعالی به حبیب خود، رسول الهی، فرمود: « لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ.» یعنی اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمیکردم.
در کتاب مناقب آل أبيطالب (عليهمالسلام) لابن شهرآشوب، ج ١، ص ٢١٨ آمدهاست: «خلق الجليل العالم لأجل الحبيب». یعنی خداوند جلیل عالَم را به خاطر حبیبش، حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، آفریدهاست.
9. در تفسیر منسوب به حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) ص 458 آمدهاست: «ثم دعا بعلي و فاطمة و الحسن و الحسين ع فغمتهم بعباءته القطوانية. ثم قال: هؤلاء خمسة لا سادس لهم من البشر. ثم قال: أنا حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم.
فقالت أم سلمة و رفعت جانب العباء لتدخل، فكفها رسول الله ص و قال:
لست هناك و إن كنت في خير و إلى خير. فانقطع عنها طمع البشر.
و كان جبرئيل معهم، فقال: يا رسول الله و أنا سادسكم فقال رسول الله ص:
نعم أنت سادسنا. فارتقى السماوات، و قد كساه الله من زيادة الأنوار ما كادت الملائكة لا تبينه- حتى قال: بخ بخ من مثلي أنا جبرئيل سادس محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ع.
و ذلك ما فضل الله به جبرئيل على سائر الملائكة- في الأرضين و السماوات.»
یعنی …سپس پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهمالسلام) را فراخواند و عبا را روی آنها انداخت و آنها را با عبای قطوانیاش پوشاند و فرمود اینان که در زیر عبا هستند پنج تن هستند که ششمی از جنس بشر ندارند و من با هر کسی که با اینان سر جنگ و ناسازگاری داشته باشد در جنگ هستم و با هر کسی که با اینان در صلح باشد در صلح هستم.
سپس امسلمه گوشۀ عبا را بالا آورد تا داخل شود و در زیر عبا قرار گیرد، ولی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) جلو امسلمه را گرفت و فرمود هرچند تو در خیر و به سوی خیر رهسپار هستی، نباید داخل شوی، تو از اینان نیستی. پیامبر چنین کرد و چنین گفت و طمع هر بشری را نسبتبه از اهل عبا بودن از بین برد.
در این میان جبرئیل به محضر رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) عرض کرد ای رسول خدا، آیا من ششمین نفر از اهل عبا هستم؟ حضرت (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پاسخ داد آری، تو ششمین نفر ما هستی.
سپس جبرئیل به آسمانها رفت و خدا او را چنان زیبا و نورانی ساخته بود که نزدیک بود ملائکه او را نشناسند تا اینکه خود جبرئیل گفت آری، مثلِ منی آفرین و مرحبا دارد. من جبرئیل و ششمین نفر اهل عبا هستم. محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین پنج تن هستند و من نفر ششم آنان هستم و این فضلی الهی است که نصیب من شدهاست و مرا از سایر ملائکۀ آسمانها و زمینها برتر کردهاست
10. در صفحۀ 121 تفسیر منسوب به حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) آمدهاست: «و قال فيه: سلمان منا أهل البيت، فقرنه بجبرئيل الذي قال له يوم العباء [لما] قال لرسول الله (ص): و أنا منكم فقال: و أنت منا، حتى ارتقى جبرئيل إلى الملكوت الأعلى يفتخر على أهله [و] يقول: من مثلي بخ بخ، و أنا من أهل بيت محمد (ص)». یعنی رسول اکرم، حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دربارۀ شأن و عظمت و منزلت جناب سلمان فرمودهاست سلمان از ما، اهلبیت، است. یعنی پیامبر سلمان را با جناب جبرئیل قرین کردهاست، چون در روز عبا، روزی که پنج تن آل عبا (علیهمالسلام) در زیر عبای رسول اکرم، حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قرار گرفتند، جبرئیل به محضر حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) عرض کرد: آیا من هم از شما هستم؟ رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: آری، تو هم از مایی. با شنیدن این پاسخ از جانب رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، جبرئیل ملکوت اعلی رفت و در نزد سایر ملائکه مباهات کرد و گفت به امثال من مرحبا و آفرین بادا، چراکه من از اهلبیت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) هستم.
ظاهر روایت یادشده این است که مفاد و مضمون این روایت در بین اصحاب پیامبر معروف و مشهور بودهاست، چون این روایت را کسی از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نقل میکند که یکی از بزرگان و یکی از سرشاخههای منافقان بودهاست.
11. مطلب دیگر این است که حدیث کسا فقط در دو منبعی که گذشت، یعنی فقط در کتاب عوالم و کتاب منتخب طریحی، نقل نشدهاست. آقابزرگ تهرانی در کتاب الذریعة، علاوه بر دو منبع یادشده، مصادر دیگری برای حدیث کسا ذکر کردهاست. میتوان به الذریعة، ج 15، ص 224 مراجعه کرد [به منبع مذکور مراجعه شد. متن مورد نظر در صفحۀ 222 هست].
در آدرس یادشده آمدهاست: «1456: عجالة الراكب و قناعة الطالب في المناقب فارسي للمولى محمد حسين بن محمد مهدي الكرهرودي السلطانآبادي المتوفى بالكاظمية في 1314 كتبه بأمر السيد علي البجستاني و هو معجل عازم على السفر. مرتب على مقدمه في فضل العلم و العلماء و أبواب و فصول في فضائل الأئمة عن كتب العامة و ذكر أحوال بعض الصوفية و علماء العامة و جملة من المواعظ و الأخلاق. موجود بخطه في مكتبة (الطهراني بسامراء) أوله [الحمد لله الذي أفاض علينا الوجود لمعرفته و طاعته …] ذكر فيه أنه رأى حديث الكساء مسندا مع اختلاف في متنه في كتاب غرر الاخبار للديلمي، و ذكرت أسناده في كتابي الفلك المشحون و كتابي الآخر منتهى الوصول إلى علم الأصول». آقابزرگ تهرانی در معرفی کتاب عجالة الراكب و قناعة الطالب في المناقب میگوید عجالة الراكب و قناعة الطالب في المناقب کتابی به زبان فارسی است که مولا محمدحسینبن محمدمهدی کرهرودی سلطانآبادی آن را، به امر سید علی بجستانی نوشتهاست.
مولا محمدحسینبن محمدمهدی کرهرودی سلطانآبادی در کاظمین و در سال 1314 درگذشتهاست.
ترتیب کتاب یادشده به اینگونه است که مقدمهای دارد و مقدمهاش دربارۀ فضل علم و علما است و بعد از مقدمه، بابها و فصلهای مختلفی قرار دارد.
مؤلف در این ابواب و فصول فضایل ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) را از منابع اهلسنت گردآوری و ذکر کردهاست و بعد از ذکر فضایل ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) حالات برخی از بزرگان و علما و صوفیهای از اهلسنت را نقل کردهاست. این کتاب با خط خود مؤلف در شهر سامرا، در کتابخانۀ تهرانی موجود است.
کتاب یادشده با حمد و سپاس الهی آغاز میشود. مؤلف برای حمد و سپاس حضرت حق تعالی میگوید حمد و سپاس از آنِ خدایی است که به ما وجود ارزانی کرد تا او را بشناسیم و از او اطاعت کنیم. سپس مؤلف در متن کتاب یادشده میگوید: من حدیث کسا را بهصورت مُسند، با اختلافی کم در متن آن، در کتاب غررالأخبارِ دیلمی دیدهام.
و اسناد آن را در دو کتاب خودم، یعنی در کتاب الفلک المشحون و کتاب منتهى الوصول إلى علم الأصول، ذکر کردهام.
آقابزرگ تهرانی در جای دیگری از کتاب ذریعه میفرماید:
«غرر الأخبار و درر الآثار في مناقب الأطهار:
للشيخ أبي محمد الحسن بن أبي الحسن محمد الديلمي، من أهل آخر المائة السابعة و بعدها إلى أواسط الثامنة، له الإرشاد و أعلام الدين و قد نقل عن تصانيفه الشيخ أحمد بن فهد الحلي في العدة. و الغرر هذا ينقل عنه المجلسي في أول البحار و أيضا ينقل عن الغرر المولى محمد حسين الكرهرودي المعاصر، المتوفى بالكاظمية في 1314 في تأليفاته كثيرا، منها حديث الكساء بالترتيب الموجود في منتخب الطريحي باختلاف يسير جدا، بأسانيد عديدة.» (الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج 16، ص 38 [به منبع یادشده مراجعه شد. مطلب در صفحۀ 38 ذکر شدهاست.])
آقابزرگ تهرانی در این متن کتاب غرر الأخبار و درر الآثار في مناقب الأطهار را معرفی میکند و میگوید کتاب غرر الأخبار و درر الآثار في مناقب الأطهار را شیخ ابیمحمد حسنبن ابیحسن محمد دیلمی تألیف کردهاست. او در اواخر قرن هفتم و تا اواسط قرن هشتم میزیستهاست و علاوه بر کتاب یادشده، کتاب الإرشاد و أعلامالدین نیز از او است. برخی از تصانیف و نوشتههای ایشان را شیخ احمدبن فهد حلی در کتاب عده ذکر کردهاست.
علامه مجلسی و مولی محمدحسین کرهرودی از کتاب محل بحث، یعنی غرر الأخبار و درر الآثار في مناقب الأطهار، استفاده کرده و از آن نقل کردهاند. علامه مجلسی در اوایل بحار و مولی محمدحسین کرهرودی، که معاصر مؤلف غررالأخبار است و در سال 1314، در کاظمین از دنیا رفت، در بیشتر آثارش از کتاب غررالأخبار روایت نقل کردهاند. یکی از روایاتی که از کتاب یادشده نقل کردهاند حدیث کسا است که مطابق با نقل طریحی در کتاب منتخب است و با نقل طریحی اختلاف بسیار کمی دارد. حدیث کسا در این کتاب با سندهای مختلف و متعدد نقل شدهاست.
آقابزرگ تهرانی در جای دیگری از کتاب الذریعة إلی تصانیف الشیعة میگوید: «هذا و قد كتب السيد شهاب الدين المرعشي بقم في تحقيق سند حديث الكساء (ذ 6: 378) و للسيد مرتضى العسكري الساوجي سبط الميرزا محمد الطهراني أيضا مقالا تحقيقيا في المسألة، طبعه في مجلة الفكر الإسلامي الطهرانية العدد 23- 24 لعام 1395- 1975 و مر كشف الغطاء عن حديث الكساء 18: 44 و التحفة الكسائية 3: 463 و المجلد الثاني من درر البحار 8: 119 و لباس التقوى 18: 293. و نحن نذكر هاهنا بعض من نظموا هذا الحديث الذي له شأن عظيم عند الشيعة و يتبركون به و يحفظونه عن ظهر القلب.» (الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج 24، ص 207 [به منبع یادشده مراجعه شد. مطلب مذکور در صفحۀ 205 از جلد 24 طبع اسماعلیان آمدهاست.])
آقابزرگ تهرانی در این متن میگوید سید شهابالدین مرعشی در قم کتابی نوشتهاست و در آن سند حدیث کسا را تحقیق و بررسی کردهاست. علاوه بر آیتالله مرعشی، سید مرتضی عسکری ساوجی، از نوادگان میرزا محمد تهرانی، نیز مقالهای تخصصی و تحقیقی در این موضوع نوشتهاست و آن را در مجلۀ فکر اسلامی در تهران چاپ کردهاست. مقالۀ مذکور در شماره 23 ــ 24 در سال 1395 هجری (1975 میلادی) چاپ شدهاست. علاوه بر این موارد، کتاب کشف الغطا عن حدیث الکساء و کتاب التحفة الکسائیة هستند که در قبل از این شرح آن دو گذشت.
آقابزرگ تهرانی در جای دیگری از کتاب الذریعة إلی تصانیف الشیعة میگوید: «حديث الكساء: مختصر فارسي في بيان سند حديث الكساء المشهور و حديث سلسلة الذهب، ألفه السيد شهاب الدين الحسيني التبريزي المعاصر نزيل قم و قد طبع في 1356.»
آقابزرگ تهرانی در این متن میگوید کتابی دیگر دربارۀ حدیث کسا نوشتهای با همین نام است، یعنی کتابی با نام «حدیث کسا»، که کتابی مختصر و موجز و به زبان فارسی است. این کتاب را سید شهابالدین حسینی تبریزی که معاصر ما است و در قم زندگی میکند نوشته شدهاست. موضوع این کتاب بررسی سند حدیث کسا و حدیث سلسلةالذهب است و در سال 1356 چاپ شدهاست.
12. متن حدیث کسا با سندهایی دیگر، علاوه بر نقل و علاوه بر سند کتاب عوالمالعوالم، نقل شدهاست و بهتازگی یکی از فضلا و محققین نسخ خطی آن را یافته و بهصورت برخط و آنلاین نشر دادهاست. براساس نسخ خطیای که فاضل یادشده منتشر کردهاست، حدیث کسا با متنی نزدیک به متن مشهور آن، در کتب بسیاری از بزرگان غیر شیعه نیز آمدهاست.
13. براساس اظهارنظرهای تخصصی از سوی کسانی که در شناخت نسخ خطی خبره هستند، یکی از نسخ ارائهشده بهصورت برخط و آنلاین مربوط به قرن نهم یا دهم است و در بلاد یمن نوشته شدهاست.
این نسخۀ خطی در کتابخانۀ برنستون آمریکا نگهداری میشود.
14. نسخۀ دیگر نسخهای است که در مخزن کتابخانۀ واتیکان نگهداری میشود و از نوشتههای اهلسنت است. روایت در این نسخه مطابق متن حدیث کسای معروف است. مضمون نقل یادشده با نقل شیعه یکی است و فقط در برخی از الفاظ با هم اختلاف اندکی دارند.
15. نسخۀ سوم در کتابخانۀ احقاف یمن نگهداری میشود و منتظریم در دسترس ما هم قرار گیرد.
