استفتاءات
۱. باید میان تحریفِ اصطلاحی (که بطلان آن به اجماع مسلم است) و باب قرائتها (که جواز قرائت به آنها مورد اتفاق است) تفکیک کرد.
۲. همچنین باید میان باب قرائتها و قرائت حفص از عاصم که در مصحف چاپی عثمانی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه رایج است، تفاوت نهاد؛ چرا که در شماری از کشورهای مغربی، مصحف با قرائت «ورش» یا دیگر قرائتها چاپ شده است.
۳. نیز باید میان متن رسم قرآنیِ متواتر و مصحفهای چاپشده با قرائت خاص فرق گذاشت.
۴. این سه مقام باید شناخته و از یکدیگر تمییز داده شوند؛ زیرا بسیاری میان آنها و متن متواتر قرآنیِ مصحف خلط کردهاند.
۵. روشن است که نسخههای قرآن که از قرن نخست هجری به ما رسیدهاند، غالباً در حاشیهی خود قرائتهای مشهور متعددی را ثبت داشتهاند.
۶. ولی در قرون بعدی، این قرائتها از حواشی قرآن حذف گردید و هر مجموعه از کشورهای اسلامی مصحف خود را با قرائتی واحد چاپ کردند؛ این امر موجب شد تا توهّم شود که همان قرائتِ چاپی، جزء متن متواتر قرآن است.
۷. بیشتر روایاتی که در منابع ما وارد شده، مربوط به قرائتها است نه تحریف به معنای مصطلح، چنانکه بسیاری گمان کردهاند.
۸. و نهی ائمه علیهمالسلام از قرائت غیر از آنچه مردم میخوانند، ظاهراً نه از جهت حرمت قرائتهای دیگر، بلکه برای رعایت انس و عادت مردم به قرائتی خاص و پرهیز از استیحاش آنان بوده است.
۹. همانگونه که امروز نیز بسیاری از مردم از شنیدن قرائتهای معروف دیگر جز قرائت حفص از عاصم احساس بیگانگی میکنند.
۱۰. نتیجه آنکه: خلط میان این اصطلاحات و مقامات سهگانه، حتی در میان بسیاری از پژوهشگران متخصص نیز رخ داده است، چه رسد به عموم مردم.
