استفتاءات
1. بین مقام «امامت» با مقام «نبوت» و «رسالت» تلازمی وجود ندارد. امامت مقامی مجزاست و برای اینکه پیامبری امام شود، به جعلی مجزا نیاز دارد.
2. پیامبر عظیمالشأن اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، هم مقام نبوت و رسالت را داشت و هم مقام امامت را. ایشان، هم نبی و رسول بود و هم امام امت.
3. برخی پیامبران الهی علاوه بر مقام نبوت، به مقام امامت نیز رسیدند، ولی باید دانست که مرتبۀ امامتِ پیامبران ، بهجز پیامبر خاتم، پایینتر از مرتبۀ امامتِ دوازده معصوم (علیهمالسلام) است.
4. مرتبۀ امامتِ پیامبر خدا محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از مرتبۀ امامتِ دوازده معصوم (علیهمالسلام) بالاتر و والاتر است.
5. هر شأن و مقام و جایگاه و مرتبه و کمالی برای ائمۀ معصومین (علیهمالسلام) اثبات شود بهطریق اولی برای حضرت ختمیمرتبه محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به نحو بالاتر و والاتر و راقیتر ثابت است.
6. همانطوری که امامتِ حضرتِ ختمیمرتبه (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از امامتِ ائمۀ معصومین (علیهمالسلام) بالاتر و والاتر است، امامتِ حضرتِ امیرِ مؤمنان، علی (علیهالسلام) از امامت دیگر ائمه (علیهمالسلام) بالاتر و والاتر است.
7. «الرد إليه» درمورد امام مطرح است و پیامبری که به مقام امامت بار نیافته باشد، «الرد إليه» درمورد او مطرح نیست.
8. امامت مدیریت عمومی و سراسری است و این مقام گامبهگام در همۀ مسئولیتها و در همۀ امور و شئون مطرح میشود.
9. این مسئله با مسئله استنباط نیز مرتبط است. در مقام استنباط، نباید به ادله و قوانین عامه اکتفا کنیم و حتماً باید به ادلۀ خاصه و روایت ائمۀ معصومین (علیهمالسلام) نیز مراجعه کنیم و از راهنماییهای آن ذوات قدسی (علیهمالسلام) بهرهمند شویم.
10. شیخ مفید (قدسسرهالشریف) در «مقنعه» میفرماید اگر سلطان جور به فقیه شیعه اجازه دهد و فقیه توانایی یابد و بر مسند قضا نشیند، باید خود را رخصتیافته از سلطان حق بداند، نه سلطان جور، یعنی باید چنین قصد کند که با اجازه و رخصتِ حضرتِ امامِ زمان (عجاللهفرجه) و به نیابت از ایشان بر مسند قضا نشستهاست، نه با اجازه و رخصتِ سلطانِ جور.
11. چنین نگرشی در قضا انحصار ندارد و در مقام افتا و در قبول هر مسئولیتی و در انجام دادن هر فعالیتی مطرح میشود. شخص، چه در مقام قضا و چه در مقام افتا و چه در هر مقام و مسئولیتی، باید رضایت حضرتِ حجتبنالحسن (عجاللهفرجه) را درنظر داشته باشد و خود را مأذون از طرف ایشان و نائب ایشان بداند.
12. «الرد إلی الإمام» عام است و منحصر در امور علمی نیست. انسان باید در همۀ امور دنیوی و اخروی و دینی «رد إلی الإمام» کند.
13. در تبیین پایینترین مرتبۀ معرفت به امام باید بین همۀ ادله جمع کرد و حاصل آن را پایین مرتبۀ معرفت دانست. بنابراین همۀ آنچه در روایات مختلف بهعنوان «ادنی مرتبۀ معرفت به امام» معرفی شدهاست شرطِ لازمِ تحققِ چنین معرفتی است و با فقدان هریک از آنها ادنی معرفت به امام حاصل نشدهاست
