استفتاءات
1. وراثت بین پاکان و برگزیدههای الهی وراثتی معنوی است، نه وراثتِ معهودِ مادی و شناختهشده! هر پیامبری کتابی آسمانی دارد که از طرف خداوند بر او نازل شدهاست و درواقع کتاب نازلشده از سوی خداوند روحی از ارواح است که خداوند متعال در این باره فرمودهاست: «وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ همانگونه (که بر پیامبران پیشین وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی کردیم. تو پیش از این نمیدانستی کتاب و ایمان چیست (و از محتوای قرآن آگاه نبودی)؛ ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بهوسیلۀ آن هرکس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت میکنیم. و تو مسلّماً به سوی راه راست هدایت میکنی. (سورۀ مبارکۀ شوری، آیۀ شریفۀ 52 با ترجمۀ مکارم شیرازی).» خداوند متعال در آیهای دیگر میفرماید: «رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ؛ او درجات (بندگان صالح) را بالا میبرد. او صاحب عرش است. روح (مقدّس) را به فرمانش بر هرکس از بندگانش که بخواهد القا میکند تا (مردم را) از روز ملاقات [= روز رستاخیز] بیم دهد (سورۀ مبارکۀ غافر، آیۀ شریفۀ 15).»
بنابراین کتابهای آسمانی روحهایی از عالم امر هستند و به آنها «ارواح امریه» گفته میشود. انتقال این اواح امریه از نبیای به نبیای یا از نبیای به وصیای وراثت معنویای است که در قبل از آن یاد کردیم. وراثت معنوی یادشده انتقال چیزی از مکانی به مکانی دیگر یا از جغرافیایی به جغرافیایی دیگر و بهسخن دیگر، انتقالی جسمانی نیست، بلکه وراثتی روحانی و مجرد است و از روح و روان نبی به روح و روان وارث منتقل میشود.
وراثت معنوی را نباید با تناسخ و امثال آن یکی دانست. وراثت معنوی مانند تعلق عقل ملکوتی به همۀ افراد بشر است که خداوند متعال به تعداد خلائق، برای آن، رئیس قرار دادهاست. برای توضیح بیشتر این سخن، میتوان از مثالی امروزی سود جست. امروزه رایانههای بسیاری با سِرورهای مختلف و متعدد به اینترنت وصل میشوند و از آن بهرهمند میشود. نه رایانهها و سِرورهای مختلف در هم حلول میکنند و نه هویتهای مختلف خود را از دستمیدهند و نه مقدار بهرهمندی آنها از اینترنت به یک اندازه است. رایانهها و سِرورهای مختلف با حفظ تعدد هویتی و شخصیتی، به اینترنت وصل میشوند.
با توجه به مثال گفتهشده، مسئلۀ وراثت معنوی تاحدودی روشن میشود. براساس توضیح ما، روشن شد که برخلاف عقیدۀ برخی صوفیه، وراثت معنوی ارتباطی با تناسخ در ارواح ندارد. ما به همینقدر اکتفا میکنیم و توضیح و تفصیل بیش از این را به محل خود واگذار میکنیم.
2. همۀ ائمه (علیهمالسلام) در وراثت معنوی شراکت دارند و این وراثت اختصاص به امامی خاص ندارد.
3. وراثت مستلزم بالایی و والایی موروث نیست، زیرا یکی از اسامی مبارک حضرت حق «الوارث» است و روشن است که کسی یا چیزی برتر از حضرت حق نیست [و او از همه بالاتر و والاتر است]. افزون بر آن، آنچه را امام به ارث میبرد فیض الهی است، نه فیض نبی، یعنی امام فیض و عطای الهی، فیض و عطای مضاف به خداوند، را به ارث میبرد، نه فیض و عطای نبی، فیض و عطای مضاف به نبی، را. این سخن نظیر «هدایت» و «ملت»ـی است که در دو آیۀ قرآن آمدهاست. خدای سبحان میفرماید: «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ؛ آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده[است]. پس به هدایت آنان اقتدا کن (سورۀ مبارکۀ انعام، آیۀ شریفۀ ۹۰ با ترجمۀ مکارم شیرازی).» خداوند در آیهای دیگر میفرماید: «ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا ۖ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم ــ که ایمانی خالص داشت و از مشرکان نبود ــ پیروی کن (سورۀ مبارکۀ نحل، آیۀ شریفۀ ۱۲۳).»
مراد از «ملت» [در آیۀ ۱۲۳ از سورۀ نحل] همان توحید است که خداوند تبارک و تعالی به حضرت ابراهیم وحی کرد و این توحید همان «هدایت الهی» است، [یعنی هرچند «ملة» در «اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا» به «ابراهیم» اضافه شدهاست، مراد از آن توحید و دین و ملت الهی است. بنابراین هرچند فیض و عطا به انبیای الهی اضافه شود، درواقع فیض و. عطای الهی است].
افزون بر آنچه گذشت، باید گفت لازمۀ وارثِ انبیایِ گذشته بودنِ اهلبیتِ عصمت و طهارت (علیهمالسلام) این است که خاتمالانبیا، حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، و خاندان پاک و معضوم او از همۀ انبیا و اوصیای گذشته والاتر و بالاتر هستند، زیرا هر پیامبری کمالی داشتهاست و این ذوات پاک و طاهر و نورانی همۀ کمالاتِ انبیا و برگزیدگان گذشته را، یکجا و با هم، دارند.
4. گذشت که وراثت معنوی مختص به امامی خاص نیست و همۀ اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) در این وراثت شریکاند.
5. زیارتنامههای ائمه، مثلاً زیارتنامههای حضرت امام حسین (علیهالسلام) متعدد هستند و این تعدد حکمتهایی دارد. از حکمتهای تعدد زیارتهای امام حسین (علیهالسلام) میتوان به این موارد اشاره کرد: مرتبط بودن شریعت و ابواب مختلف شرایع و مناسک با ولایت؛ یادآوری راه و روش و سیره و فعل بزرگ حضرت امام حسین (علیهالسلام) در مواطن و در زمانها و مکانهای مختلف؛ یادآوری این نکته که فرائض و شرایع دینی اقامهشدنی نیست مگر بهوسیلۀ راه و سیرۀ حضرت امام حسین (علیهالسلام)؛ و… .
