استفتاءات
1. صدق دارای انواعی است و منحصر به صدق زبانی نیست. صدق درمورد اعضایِ مختلفِ انسان و قوایِ مختلفِ انسانی مطرح میشود.
2. ازاینرو به نهایت تقوا «صدق» اطلاق میشود و کسی که به بالاترین و والاتر مراتب تقوا نائل شود «صدّیق» نامیده میشود.
3. و به همین خاطر، به گویش و سخن نیز نسبت داده میشود، مثل «صدق لسان» یا «راستگویی».
4. همچنین «صدق» به «وفای به عهد» نیز اطلاق میشود، چون عهد و پیمان و التزام لفظی هنگامی معنادار است که با وفای عملی به عهد و پیمان همراه باشد که حضرت حق در این باره میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» [ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا سخنی میگویید که خود به آن عمل نمیکنید؟! (سورۀ مبارکۀ صف، آیۀ شریفۀ 2)].
5. به تقوای الهی (خداترسی) نیز «صدق» اطلاق میشود، چون تقوای الهی التزامِ قولیِ شخصِ مسلمان را با عمل او تطبیق میدهد، التزامِ قولیای که دراثر اقرار به شهادتهای سهگانه (شهادت به توحید و یگانگی خداوند، شهادت به رسالت پیامبر اکرم، شهادت به ولایت و جانشینی حضرت امیر مؤمنان، علی) پدید میآید. خداوند دربارۀ انسانهای باتقوا و خداترس میفرماید: «وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ» [ترجمه: و پاسداران حدود و مقرّرات خداوند (سورۀ مبارکۀ توبه، آیۀ شریفۀ 112)].
6. ازاینرو در روایات وارد شدهاست کسی که لاإلهإلاالله بگوید در حالی که خدایش هوا و هوس است و از هوا و هوس پیروی میکند، [در آسمانها] دروغگو نامیده میشود.
7. «صدق» مقابل کذب و دروغ و مقابل نفاق و دورویی و مقابل خیانت و فریب و مقابل مکر و حیله و مقابل تهمت و مقابل تزویر و مقابل ریا و مقابل باطل و مقابل مفاهیمی ازایندست است و راز مقابلۀ آن با ایندست از مفاهیم از آنچه گذشت روشن میشود.
