استفتاءات
1. جان انسانها محترم است، ولی احترام جان آدمی أ. امری ذومراتب است و ب. دارای معانی مختلف و متعدد است.
2. «حرام بودن کشتن» و «واجب بودن نجات از هلاکت» و مرگ» و «واجب بودن جلوگیری از ضرر و زیان و آسیب» و «واجب بودن تأمین خورد و خوراک و پوشاک و مسکن» و… از معانی «حفظ جان انسان» است.
3. معنای اول برای همۀ انسانها ثابت است، اعم از مسلمان و غیرمسلمانی که با مسلمانان در صلح است و سر جنگ و نزاع ندارد.
4. معنای دوم (نجات دادن جان انسان از مرگ) برای شخص مؤمن (شیعه) و غیرمؤمن مستضعف ثابت است و تعمیم آن برای افرادی غیر از دو مورد گفتهشده محل اشکال است، خصوصاً با توجه به اینکه خود مریض از کمک کردن و احیای قلبی منع کردهاست و کمک و احیای او برای خود پرستار منع قانونی دارد و موجب ضرر و زیان او میشود.
5. درنتیجه «وجوب نجات جان آدمی» منحصر در نجات مؤمن و نجات غیرمؤمنِ مستضعف است و دیگران را شامل نمیشود.
6. آری، نجاتِ جانِ مؤمن و نجاتِ جانِ غیرِمؤمنِ مستضعف واجب است، ولی اگر خود مریض از نجات و احیا منع کردهاست و از سوی دیگر، اگر نجات و احیای او برای نجاتدهنده (پرستارِ در فرض سؤال) تبعات قانونی سنگین داشته باشد که برای پرستار زیانبار و ناعادلانه باشد یا موجب جریمه با مبالغ زیاد و چشمگیر شود، در این صورت وجوبِ نجاتِ جان بهکلی، خصوصاً در غیرِمؤمنِ مستضعف، ساقط میشود و لازم نیست پرستار بیمار را را، خصوصاً اگر غیرِمؤمنِ مستضعف باشد، نجات دهد.
7. اگر پرستار به احیای قلبی بپردازد و در اثر احیای قلبی آسیبی به استخوانهای بیمار وارد شود، دیه و غرامت نخواهد داشت، چراکه در این غرض احیاگر (پرستار) محسن و نیکوکار است و راهی برای مؤاخذه و بازخواست نیکوکاران وجود ندارد: «مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ؛ بر نیکوکاران مؤاخذهای نیست (سورۀ مبارکۀ توبه، آیۀ شریفۀ نود و یک)».
