استفتاءات
1. اگر بخشش شخص مقید به «فقیر بودن» باشد، یعنی اگر به این قصد که فردِ یادشده محتاج و فقیر است، مال را به او بخشیده باشد، ظاهر امر این است که آن فرد مدیون است [و درنتیجه اعطاکننده حق بازپسگیری دارد].
2. دلیل حکم یادشده این است که قصد اعطاکنندۀ مال مقید به فقیر بودن گیرنده بودهاست [بهطوری که اگر گیرنده فقیر نبود، چنین اعطا و بخششی نیز نبود]. این سخن با خمس و زکات قابلمقایسه است. خمس و زکات باید بهدست فقیر و محتاج برسد و شخص غیرفقیر و غیرمحتاج مالک خمس و زکات نمیشود.
3. خصوصاً اگر مال بخشیدهشده مبلغی زیاد و قابلاعتنا باشد بهطوری که کسی چنان مبلغی را به غیرفقیر نمیبخشد.
4. بلکه براساس مبنای صحیح، ایقاعات، مانند اسقاط و اذن و اجازه و ابرای ذمه و بخشش و عتق و آزاد کردن، را نیز میتوان مقید کرد و درنتیجه بذل و بخششها یا اسقاط حقوق عرفا قصد عنوانی وقفی دارند و از همان ابتدا مقید به عناوینیاند. [برای مثال، بخشش مال کثیر به شخصی عرفاً مقید به فقر آن شخص است و] درنتیجه اسقاط حق عرفاً تمام نیست.
