استفتاءات
1. بین سخن ما و روایتی که از کشی نقل شد تنافی و ناسازگاری وجود ندارد، چون ممکن است حضرت امام حسین (علیهالسلام) در ابتدای امر با معاویه بیعت نکرده باشد و بعدها بیعتی را که حضرت امام حسن با معاویه بسته بود پذیرفته و امضا کرده باشد.
2. صدر روایت کشی با ذیل آن و اول روایت با آخر آن ناسازگار و متنافی است. اگر حضرت امام حسین (علیهالسلام) از امام حضرت امام حسن (علیهالسلام) تبعیت و، درنتیجه، با معاویه بیعت کرد، پس چرا قیس درمورد بیعت کردن تردید داشت و با اذن و اجازۀ حضرت امام حسین (علیهالسلام) بیعت کرد؟ تردید قیس و استیذان او از حضرت اباعبدالله بر این نکته دلالت دارد که حضرت حسین (علیهالسلام) داخل در بیعتکنندهها نبودهاست و با معاویه بیعت نکردهاست و ازاینرو حضرت امام حسین (علیهالسلام) به قیس دستور دادهاست که از حضرت امام حسن (علیهالسلام) پیروی و درنتیجه بیعت کند.
3. باید دانست بیعت نکردن حضرت امام حسین (علیهالسلام) به معنای این نیست که سایر شیعیان و پیروان اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) را نیز ترغیب میکرد تا بیعت نکنند. امر و نهی و نشان دادن راه به دست حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام) بودهاست [و همه، ازجمله حضرت حسین (علیهالسلام)، تابع ایشان بودند]، ولی حضرت حسین (علیهالسلام) [با اجازه و اذن امام حسن مجتبی (علیهالسلام)] با معاویه صلح و سازش نکرد و بیعت نبست تا راهی برای قیام مقابل ظلم و جور او داشته باشد. حضرت اباعبدالله (علیهالسلام) بیعت نبست تا درصورت قیام علیه معاویه متهم به پیمانشکنی نشود و راهی برای اعتراض و قیام علیه او باشد تا توازنی در ردع و دفع مکر و حیله و ظلم و جور اموی برقرار شود. ازاینرو یکی از بندهای صلحنامه این بود که عده و عُدۀ شیعیان و پیروان حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام) دراختیار آنان خواهند بود، [نه دراختیار معاویه و حکومت].
