استفتاءات
۱. بنا بر فرمایش علامه بحرالعلوم در ارجوزه فقهیِ ایشان، در بحث شهادت ثالثه در تشهد و اذان، از زمان نزول آیات غدیر در سوره مائده، ایشان ادعای ضرورت و وجوب جزئیت شهادت ثالثه در هر تشهد – چه تشهد اذان و چه تشهد نماز – نمودهاند.
۲. سید مرتضی، شاگرد شیخ مفید و استاد شیخ طوسی، در یکی از پاسخهای استفتائات خود در کتاب رسائل تصریح میکند که:
از زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآله، هنگامی که صلوات فرستادن در تشهد نماز به ضرورة مذاهب اسلامی تشریع شد، شهادت ثالثه نیز در تشهد نماز واجب شده است.
۳. در عده از کتابهای علمِ تراجمِ صحابه که اهلسنت نوشتهاند، در شرح حال صحابیای به نام کُدَیر ضَبّی نقل کردهاند که او در تشهد نماز شهادت ثالثه را نیز میگفته است.
۴. در کتابِ حَلَبی – که مؤلف آن از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است – دو روایت صحیح از امامین ذکر شده که در آنها امام علیهالسلام دستور به گفتن نام ائمه در نماز فرمودهاند.
۵. در کتاب تکلیف شَلمَغانی – که رساله عملیه دوران غیبت بوده غالب شیعیان زمانش از آن تقلید میکردهاند – شهادت ثالثه را جزء تشهد نماز نوشته است.
۶. همچنین در رسالهی عملیه علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق) با عنوان شرائع، چنین حکمی آمده است.
۷. کتاب حلبی از زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام مورد عمل شیعیان بوده و این سیره تا زمان سید مرتضی ادامه یافت. سید نیز در رسائل خود اجازه استمرار عمل به این کتاب را صادر کرد.
دو رسالهی دیگر (تکلیف شلمغانی و شرائع ابن بابویه) نیز در دوران غیبت صغری – اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم – مورد عمل عموم شیعیان بوده و این عمل تا زمان سید مرتضی ادامه داشته و توسط ایشان اجازه استمرار عمل به اين دو كتاب داده است.
۸. در کتاب مراسم سلار دیلمی نیز – که رساله عملیه و متعلق به شاگرد مفید و سید مرتضی است – همین حکم آمده و او از مراجع تقلید زمان خود بوده است.
۹. آیتالله خوئی در شرح عروه در بحث اذان میفرماید:
مطلوبیت شهادت ثالثه همراه شهادتین، از ضروریات آیات ولایت غدیر است.
۱۰. در دولت شیعی آلبویه (ایران، بغداد، موصل) و دولت حمدانیان (موصل تا حلب سوریه)، از نیمه قرن چهارم تا پایان قرن پنجم، تشهد نماز و اذان با شهادت ثالثه بهصورت علنی در مساجد انجام میشده است.
۱۱. همزمان با این دو دولت، در دولت فاطمیان (مصر) نیز – با آنکه اسماعیلی بودند – شهادت ثالثه در اذان و تشهد نماز گفته میشده است.
۱۲. دولت آلبویه در فتاوا زیر نظر مرحوم صدوق عمل میکرد. همچنین در بغداد، مرحوم شیخ مفید و استادش ابنقولویه – که هر دو مرجع اعلى شیعه بودند – و سپس سید مرتضی و بعد از آن شیخ طوسی، همگی بر این روش بودند.
۱۳. شیعیان بغداد در برابر نواصب برای حفظ شهادت ثالثه سالها مقاومت کردند. بسیاری از مورخان اهلسنت نوشتهاند که این درگیریها حدود ۲۵۰ سال ادامه داشته و شیعیان در راه آن جان و مال فراوان فدا کردند.
۱۴. شدت فتنهها به حدی بود که شیخ مفید دو یا سه بار از بغداد تبعید شد، و نیز سید مرتضی با وجود آنکه مرجع اعلى شیعه بود، هرگز از شهادت ثالثه عقبنشینی نکردند.
پس از آنها نیز شیخ طوسی در مرجعیت خود عقب ننشست، تا آنکه در سال ۴۴۴ هجری دشمنان ناصبی، حرم امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام را آتش زدند و تخریب کردند، اما باز هم شیخ طوسی از این امر کوتاه نیامد.
