استفتاءات
1. به ضرورت دین، تناسخ باطل است. تناسخ مستلزمِ ردِ هویتِ شخصی افراد و مستلزم رد و انکار معاد و روز حساب و جنت و جحیم است.
2. ادعای آن افراد از روی هوا و هوس و بهخاطر فریفته شدن به متاع دنیوی است. این سخنان ادعاهایی بیدلیل و بیمدرک است و بههیچوجه صحیح نیست.
3. نظریۀ تناسخ [مسئلهای نوظهور نیست و] از قدیمالأیام مطرح بودهاست. این نظریه در جوامع و مذاهب غیرتوحیدی و در نزد ملل مشرک و افرادی که رویکردهایِ باطنیِ غیردینی و غیرتوحیدی داشتند مقبول بودهاست.
4. آنچه در شریعت الهی مطرح است، مسئلۀ «رجعت» است. رجعت با تناسخ تفاوت دارد. در رجعت، خود شخص، با هویت خودش، از قبر و نه از رحِمِ مادر و صلب پدر، به دنیا باز خواهد گشت. برای مثال، ماجرای حضرت عُزَیر رجعت بودهاست. خداوند تبارک و تعالی جانِ حضرتِ عزیر را گرفت و او به مدت صد سال مُرد. سپس خداوند او را زنده کرد. آنچه برای حضرت عزیر رخ داد و داستانهای مشابه آن که در قرآن کریم آمدهاست، مصادیقی برای رجعت است.
5. هویتِ شخصیِ هر کسی در همۀ عوالم محفوظ است و هیچگاه یک شخص هویت خود را از دست نمیدهد و شخصی دیگر نمیشود. هویتِ شخصیِ هر کسی در عوالم طین و اظلّه و اشباح و میثاق و ذر محفوظ است.
