استفتاءات
شيخ جعفر السند, [12/04/2023 10:46 م]
(پاکی و طهارت و لطیف بودن طبیعت و ذات انسانهای برگزیده و امامان معصوم)
سؤال
«وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ» در آیۀ پنجاه و دو سورۀ احزاب: «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ»، که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را مخاطب قرار دادهاست، به چه معنا است؟ ظاهرِ بدویِ آیه این است که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به زنها و زیبایی زنها تمایل دارد.
پاسخ
1. در صحیحۀ حفصبن بختری از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) چنین نقل شدهاست که «ما أحب من دنياكم إلا النساء والطيب؛ چیزی را از دنیای شما دوست ندارم، مگر زنان و عطر خوش را». در صحیحۀ دیگر از ابنعمیر اسحاق از حضرت امام صادق (علیهالسلام) نقل شدهاست: «من أخلاق الأنبياء صلى الله عليهم حب النساء؛ دوست داشتن زنان از ویژگیها و خصلتهای پیامبران است». در روایتی دیگر، محمدبن ابیعمیر از بکاربن کردم و از افرادی دیگر و آنها از حضرت امام صادق (علیهالسلام) نقل کردهاست: «قال رسول الله صلى الله عليه وآله : جعل قرة عيني في الصلاة ولذتي في النساء؛ رسول خداوند (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودهاست نور چشم من در نماز و لذت من در زنان قرار داده شدهاست.
در روایتی دیگر، وارد شدهاست هرقدر ایمان مردافزایش شود، به همان میزان، محبتش به زنان نیز افزایش مییابد. این روایت به اغراض حلال و کامجوییهای مشروع اشاره میکند که انسان را از لغزیدن و از گرفتار شدن در منجلاب محرمات محافظت میکند.
2. در دستهای دیگر از روایات، حب زنان ذم و نکوهش شدهاست که مراد و مقصود از این روایات کامجوییهای نامشروع و گرفتار شدن در شهوات است.
3. خزار قمی که معاصر شیخ صدوق بود، روایتی معتبر را در کفایةالأثر نقل کردهاست: «إن أولي الألباب الذين عملوا بالفكرة حتى ورثوا منه حب الله، فإن حب الله إذا ورثه القلب استضاء به وأسرع إليه اللطف، فإذا نزل منزلا صار من أهل الفوائد ، فإذا صار من أهل الفوائد تكلم بالحكمة، فإذا تكلم بالحكمة صار صاحب فطنة ، فإذا نزل منزلة الفطنة عمل في القدرة . فإذا عمل في القدرة عرف الأطباق السبعة ، فإذا بلغ هذه المنزلة جعل شهوته ومحبته في خالقه ، فإذا فعل ذلك نزل المنزلة الكبرى فعاين ربه في قلبه وورث الحكمة بغير ما ورثه الحكماء ورثوا الحكمة بالصمت؛ خردمندان كسانى هستند كه با انديشه كار میكنند تا دراثر آن، محبت خدا را بهدست آورند، چراکه قلب انسان با محبت الهی روشن و نورانی میشود و لطف الهی به آن سرازیر میشود. چنین انسانی در هر جایی سود میبرد و سود میرساند و درنتیجه حکیمانه سخن میگوید و دراثر سخنان حکیمانه، اهل هوش و خرد میشود و دراثر هوشیاری و زیرکی، توانا میشود و دراثر توانایی، به طبقههای هفتگانه معرفت مییابد و چون به اين منزلت برسد، خواهش و محبّت خود را از آنِ آفريدگارش قرار میدهد و هرگاه چنين كند به بزرگترين منزلت دست میيابد و پروردگارش را در دل خويش میببيند و ميراثدار حكمت میشود، ولی نه از راهى كه حكما از آن راه به حکت دست یافتند و ميراثدار دانش شدند، بلکه حکمت را با سکوت و خاموشی بهدست میآورند».
از این روایت بهدست میآید که شهوت و دیگر غرایز اولیای الهی از ظلمت و تاریکی دور است، ظلمت و تاریکیای که در شهوات و غرایز حیوانی وجود دارد. آری، شهوت و دیگر غرایز این ذوات قدسی، مانند غرایز و شهوت اهل بهشت، نورانی و پاک و طیّب و طاهر است. اهل بهشت نیز با حورالعینهای بهشتی نکاح میکنند، ولی ذات و طبیعت نکاح آنها با نکاح اهل دنیا متفاوت است.
4. برای روشن شدن سخن، توجه به مثالی راهگشاست. خوردن و آشامیدن پرندهها و نکاح آنها بالاتر و شفافتر از خوردن و آشامیدن و نکاح چهارپایان است و خوردن و آشامیدن و نکاح چهارپایان بالاتر و شفافتر از خوردن و آشامیدن و نکاح حیوانات وحشی و درنده است. خوردن و آشامیدن و نکاح حیوانات درنده در مرتبۀ سوم قرار دارد، زیرا خوردن و نیز نکاح حیوانات درنده با سبعیت و وحشیگری و درندهخویی عجین است.
5. [همانطوری که خوردن و آشامیدن و نکاح سه دستۀ یادشدۀ حیوانات همرتبه نیستند]، اکل و نکاح انواع مختلف هریک از سه دسته نیز همرتبه نیستند. خوردن و آشامیدن و نکاح پرندههای مختلف همرتبه نیستند، همانطوری که چهارپایان نیز همرتبه نیستند و خوردن و آشامیدن و نکاح آنها نیز مراتب مختلفی دارد. برای مثال، خوردن و آشامیدن و نکاح آهو با خوردن و آشامیدن و نکاح گاو متفاوت است.
6. تو باید در مثالی دیگر تأمل کنی. هریک از اعضای انسان از چیزی متلتذ میشود. چشم انسان با نگاه کردن و دیدن مناظر زیبا و دلپذیر لذت میبرد و بینی انسان با بوییدن عطرها و بوهای خوش لذت میبرد و دست و صورت انسان با لمس لذت میبرد. خوردن و آشامیدن و نکاح نیز از اقسام لذتها و شهوتهاست، ولی غالباً اعضای تناسلی انسان و نیز دهان و حنجرۀ او در اواخر عمر و دراثر بیماری از خوردن و آشامیدن و نکاح لذت نمیبرند در حالی که دیگر اعضا هنوز هم ملتذ میشوند. حاصل آنکه شهوات در لطافت و غلظت و شفافیت و کدورت، درجات و مراتب مختلفی دارند.
7. در آیات قرآن به این نکته اشاره شدهاست که خداوند بین زوجین مودت و محبت قلبی و زوجین را برای هم مایۀ آرامش قرار دادهاست: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانههای او این است که برای شما، همسرانی از جنس خودتان آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد. در این عبرتها و نشانههایی است برای کسانی که تفکر میکنند. (سورۀ مبارکۀ روم، آیۀ شریفۀ 21).
[براساس این آیه]، بین زوجین رابطهای لطیف و شفاف و روحانی و معنوی وجود دارد که مرتبهای والا و اهمیتی بهسزا دارد. این رابطه درواقع حقیقتی در روح زوجین است.
8. از آنچه گذشت میتوان فهمید که ممکن است غرایز و شهوات لطیف و نورانی باشند و تا مرتبۀ نورِ شفافِ پاکِ طاهرِ پاکیزه کشیده شوند.
9. با وجود طبقهای برگزیده و والا در میان انسانها، روشن میشود که غرایز و شهوات این ذوات قدسی نورانی و لطیف و طیب و طاهر و پاک و پاکیزه است. آری، نکاح حورالعین در بهشت با نکاح جن در این دنیا متفاوت است، چنانکه نکاح انسانهایی که هبوط کردهاند و در حد چهارپایان یا درندگاناند با نکاح حورالعین متفاوت است.
10. به سبب مراتب نکاح، در روایات آدابی برای نکاح ذکر شدهاست. رعایت این آداب در نورانی و لطیف و طیب و طاهر بودن رابطۀ بین زوجین و نیز در روح و بدنِ جنینِ متولدشده از آن نکاح مؤثر است.
11. [نکاح مراتب فروانی دارد و مرتبۀ اعلای آن نور است و از هر تاریکی و ظلمت مبراست و] از همین رو براساس روایات، خداوند پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را به تزویج حضرت امیرالمؤمنین با حضرت فاطمه امر کرد و فرمود: «زوّج النور من النور؛ نور را با نور قرین کن.»
12. به همین دلیل، پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) چهل روز روزه گرفت و از حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) پرهیز کرد و پساز آن، با خوردن از میوهای بهشتی، با حضرت خدیجه آمیخت تا حضرت خدیجه به حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) باردار شود.
13. حاصل آنکه هرچند امامان و برگزیدگان حضرت حق انسانهایی مانند ما هستند، لازمۀ رتبه و شأن آنها، که شایستگی تلقی وحی را دارند، طهارت و پاکی و درخشندگی ذات و غرایز آنهاست.
14. به خاطر همین، حضرت فاطمۀ زهرا (سلاماللهعلیها) به «حوریۀ انسانی» توصیف شدهاست. امسلمه به برخی ویژگیهای حضرت فاطمۀ زهرا (سلاماللهعلیها) اشاره کرده و گفتهاست ویژگیها و خصلتهایی از فاطمه دیدهام که در هیچ شخص دیگری ندیدهام. این سخن با روایتی که فریقین، شیعه و سنی، آن را نقل کردهاند قابلمقایسه است. به نقل شیعه و سنی، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) پشت سر خود را میدید، همانطوری که جلو خود را میدید. علاوه بر این روایت، روایات دیگری نیز دربارۀ ویژگیهای جسمی پیامبر و اهلبیت (علیهمالسلام) وارد شدهاست. وقتی جسم مطهر و پاک این ذوات قدسی چنین است، غرایز و قوای روحی آنان بهطریق اولی ویژگیهایی خواهد داشت.
