استفتاءات
۱- در روایتی از کتاب کافی آمده است که خداوند متعال محملی از نور بر پیامبر نازل کرد:
«هنگامی که خداوند پیامبرش(ص) را به آسمانهای هفتگانه خود عروج داد، در آسمان نخست بر او برکت نهاد و در آسمان دوم فرایضش را به او آموخت، و خداوند محملی از نور فرو فرستاد که در آن چهل نوع از انواع نور بود، که پیرامون عرش خدا را فرا گرفته و دیدگان بینندگان را خیره میکرد.»
پس هنگامی که فرشتگان آن نور را دیدند:
«سپس او را به آسمان بالا برد، و فرشتگان به اطراف آسمان گریختند و به سجده افتادند و گفتند: سبحان و قدوس است، این نور چه بسیار شبیه نور پروردگار ماست.»
پس سجده آنان به سبب تجلی عظمت الهی در آن نور بود.
۲- اما سجده پیامبر(ص) نیز به خاطر تجلی عظمت الهی بود، نه به سبب آن فرشته؛ همانند سجده پیامبر(ص) در دیگر مراحل معراج، هنگامی که نماز را آغاز کرد و نور عظمت تجلی یافت:
«چون سر از سجده برداشت و نشسته قرار گرفت، به عظمت الهی نگریست که برایش تجلی کرده بود، پس از پیش خود ـ نه به فرمانی که به او داده شده باشد ـ به سجده افتاد و سه بار تسبیح گفت. آنگاه خداوند به او وحی کرد: بایست. پس ایستاد، و دیگر آن عظمت را که دیده بود ندید. از همین رو نماز به صورت یک رکوع و دو سجده قرار داده شد.»
پس آن نوری که در دل پیامبر تجلی یافت، خودِ پروردگار نبود، بلکه تجلیای از عظمت خداوند بود. همچنین دیدن قدرت آن فرشته توسط پیامبر(ص)، تجلیای از قدرت الهی بود، و پیامبر(ص) گمان کرد که آن موضع، جایگاه سجده برای خداوند متعال به سبب آن تجلی است. و هنگامی که به آن فرشته دستور قیام داده شد، پیامبر(ص) دانست که آنجا محل سجده برای خداوند نیست؛ زیرا قیام فرشته، مظهر عبودیت اوست، نه آیت بودن او برای عظمت پروردگار.
۳- این معنا همانند فرمایش خداوند متعال است:
﴿لَقَدْ رَأىٰ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرىٰ﴾
دیدن آیات بزرگ الهی، خضوع در برابر خداوند را به صورت سجده یا رکوع اقتضا میکند، هرچند آن آیات، خودِ خداوند نباشند. مخلوق بودن آیات، با سجده برای خداوند هنگام مشاهده آنها منافاتی ندارد؛ چه این تجلی عظمت الهی از راه ادراک قلبی باشد یا از راه حس.
۴- و همانند سجده برای خداوند در برابر کعبه و به سوی آن.
۵- و همانند سجده فرشتگان برای آدم(ع)، به فرمان خداوند متعال.
